۱۳:۴۲:۱۸ - شنبه ۵ اسفند ۱۳۹۶
داغ کن - کلوب دات کام Balatarin اشتراک گذاری در فیس بوک تویت کردن این مطلب
مصاحبه اختصاصی با ساحل تراکمه نویسنده کتاب غزل پاره
مردم جنوب”ساحل تراکمه متولد فرورین ماه وکارشناس حقوق خصوصی ،در شهر وحدتیه در خانواده ای متدین و اهل تحصیل متولد شد . اولین تجربه ی سرایشش ، شعری در مضمون نماز و دکلمه ی مشترک آن به همراه خواهرش در جشن تکلیف ۹ سالگی در دبستان بود. وی نویسنده کتاب غرل پاره است. لطفا خودتان […]

مردم جنوب”ساحل تراکمه متولد فرورین ماه وکارشناس حقوق خصوصی ،در شهر وحدتیه در خانواده ای متدین و اهل تحصیل متولد شد .
اولین تجربه ی سرایشش ، شعری در مضمون نماز و دکلمه ی مشترک آن به همراه خواهرش در جشن تکلیف ۹ سالگی در دبستان بود. وی نویسنده کتاب غرل پاره است.

لطفا خودتان را معرفی نمایید؟
ساحل تراکمه هستم. متولد فروردین ۱۳۶۴ ، کارشناس ارشد حقوق خصوصی و ‌ساکن وحدتیه ، تنها شهر نفت خیز دشتستانِ بوشهر. جایی که قریب ۱۷ سال است دیگر بزرگترین روستای کشور نیست. لطف مسئولان مستدام، که من و بیش از ۱۵ هزار نفر دیگر را در وحدتیه ، در اوج محرومیت ، «شهری» می نامند!
*از چه سالی به شعر سرودن علاقمند شدید؟
حفظ کردن اشعار طنز مجلات و‌کتاب های کودک را پیش از دوران مدرسه آغاز کردم ؛ همیشه در من این علاقمندی به سرهم کردن موزون کلمات بود. اما اولین شعرم را حدوداً در سال ۷۳ ، با همراهی خواهرم نوشتم ؛ یک مثنوی کوتاه با موضوع نماز ، که در جشن تکلیف مدرسه با هم دکلمه کردیم. تا سال ۷۹ ، سه دفتر فریدون مشیری ، مجموعه ی اشعار فروغ فرخزاد و در کنارش دیوان حافظ، پروین اعتصامی… و تعدادی داستان و رمان را که اغلب برادرم آنها را تهیه می کرد، بارها خوانده بودم و شاید همین عاملی بود برای آغازِ شعر آزاد نوشتن من در آن سال ها.
*مشوقان و اساتید شما چه کسانی بوده اند؟
اول دبیرستان که بودم . یکی از نوشته هایم را برای خواهرم خواندم.گفت: امروز به دبیر ادبیات نشانش بده ، فکر می کنم شعر باشد!
آقای حسین جعفری ، دبیر ادبیاتمان ده دقیقه ی آخر کلاس را برای سوال پرسیدن ، آزاد می گذاشتند. برگه ی نوشته ام را از دفترم جدا کردم و به آقای جعفری گفتم:
ببخشید آقا من اینو نوشتم .این شعره؟
نشستم سر جایم و با بقیه ی بچه ها مشغول شلوغ کاری …
چند دقیقه بعد ،آقای جعفری ، رو به کلاس گفتند:
بچه ها ساکت باشید. می خوام یک شعر نیماییِ زیبا از خانم تراکمه را برایتان بخوانم .کلی خجالت کشیدم ، اما شنیدن نوشته ام با صدای بمِ مردانه ، چنان حسی به من می داد که گویی تمام ۵۰ هزار بیت شاهنامه را من سروده باشم!
وقتی تمام شد. توضیح دادند …خانم تراکمه به زیبایی در این شعر نیمایی از صنعت « دُور» استفاده کرده اند. درست است؟
من هم مقتدرانه با اشاره سر تایید کردم و‌گفتم بله آقا! ( در حالی که روحم هم خبر نداشت که صنعت دُور چیست. اصلا نمی دانستم نوشته ام شعر است یا نه. و شعر نو چه خصوصیاتی دارد) .
این اتفاق و بعدها راهنمایی های استاد جعفری ، شروع جدی تر شدنم در شعر بود. حدود ۹ سال ، به دلایلی از ادبیات و شعر دور شدم.‌ پس از آن این علاقه ی همیشگی ام را در کنار فرهیختگان فرهنگی شهرم در انجمن های شهر وحدتیه دنبال می کنم. آشنایی ام با استادان بزرگ ادبیات فارسی و هدیه گرفتن کتاب از ایشان ادامه ی راه را علمی و شیرین تر کرد. دکتر علیرضا خانی ، دکتر محمدکاظم کاظمی ، دکتر اسماعیل امینی و همینطور آموزه های ارزشمند جناب دکتر بهادر باقری ، استفاده از نظر استادان ارجمندم جناب آقای مصطفی محدثی خراسانی ، استاد ارجمند هم استانی جناب آقای عبدالله رئیسی و استادان بزرگواری که پیش از چاپ کتاب غزل پاره در مورد طرح ، اظهار نظر کردند ، مثل استادگرامی جناب آقای مصطفی علیپور . راهنمایی های ناشر و‌ نویسنده ی گرامی هم استانی جناب آقای محمد ولی زاده و بسیاری از دوستان اهل ادب و هنرم در شهر وحدتیه که می ترسم تک به تک نام ببرم و نام ارزشمندی از قلم بیفتد.
با این حال خانواده ام ، بخصوص پدر و ‌مادرم را اولین مشوق های خودم می دانم.‌ همیشه مشتاقانه حامی تحصیلمان بودند. به شعر و هنر علاقه مندند و دلگرمی شان ، پشتوانه ی اعتماد به نفسمان بوده است.
*کدام قالب شعری را بیشتر دوست دارید؟
دوست داشتن را اگر از نگاه انتخاب قالب شعر ، برای مطالعه می فرمایید ؛ تمامی اشعار زیبا و دلچسب در هر قالبی مرا مجذوب خود می کنند.‌نمی توانم بگویم لذتم از یک شعر ناب در قالب آزاد ، کمتر از شعری دلچب در قالب های سنتی است .یا برعکس.
اما اگر منظورتان انتخاب قالب پسندتر برای سرایش است. این موضوع را هم بیش از علاقه ، مربوط به توانایی می بینم. مثل آن که وسایل نقلیه مختلفی برای تردد در یک مسیر ، مهیا باشد و کسی بپرسد شما به عنوان ‌هدایتگر ، علاقمند هستید با کدام یک طی مسیر کنید؟ به نظرم در اینجا سوال بهتر آن است که بپرسیم : شما مهارت استفاده از کدام وسیله را کسب کرده اید؟
که در این صورت باید بگویم .‌ توان خودم را در قالب های سنتی بیشتر می دانم. با آنکه سالهای بیشتری به شعر آزاد پرداخته ام و اصولا قالب را در شعر ، ملاک کیفیت آن نمی دانم‌ .
*بیشتر در چه قالبی شعر می سرایید؟
غزل را بیشتر تجربه کرده ام و اکنون « غزل پاره » در کارهایم بسامد بیشتری دارد.
۶-غزل پاره چه نوع شعری است؟
« غزل پاره » موجودیتی تکامل یافته در دلِ قالب غزل فارسی است. چیزی که مدتها در پستوی اشعار ناقص و ناتمام در محاق بوده است. اما امروزه با اقتدار اعلام استقلال کرده است. غزل پاره اگر چه ظاهراً مشابه غزل فارسی است . اما به دلیل جدایی محدوده ی کمی و‌کیفی آن از قالب غزل ، یک ظرفیت تازه در قالب های شعر فارسی محسوب می شود.
*کتاب غزل پاره را برای خوانندگان مردم جنوب معرفی نمایید؟
کتاب غزل پاره در ۱۰۴ صفحه و تیراژ ۱۰۰۰ نسخه در سال ۹۶ توسط انتشارات زمزمه های روشن به چاپ رسیده است. این‌کتاب محصول بررسی علمی طرح غزل پاره توسط استاد ارجمندم ، جناب آقای دکتر محمدکاظم کاظمی است.‌همینطور افتخار اعلام نظر استاد بزرگوار جناب آقای مصطفی محدثی خراسانی و دیدگاه استاد گرامی جناب آقای عبدالله رئیسی را در مقدمه ی خود دارد.
« کتاب غزل پاره » مجموعه ی پیشنهاد قالب غزل پاره توسط ساحل تراکمه ، به صورت ارائه ی نظری طرح ، و ۷۳ نمونه ی عملی در این قالب است.
*آیا آثار دیگری را آماده چاپ دارید؟
شاید نمونه ی کارهایم بعد از چاپ کتاب غزل پاره ، برای چاپ کتابی دیگر کفایت کند اما فعلا تصمیمی برای چاپ ندارم.
*وضعیت ادبیات امروز ایران را چگونه می بینید؟
صحبت از وضعیت امروز ادبیات ایران ، برای کسی که هنوز ادبیات ایران را به نحو بایسته نشناخته ، چرا که ابتدای راه است ، صحیح نیست.
فقط می دانم ادبیات فارسی ، بخصوص در ایران ، سرزمین آبادی است که بناهای مستحکم و شگفت ، بوستانها و‌گلستانهای! باطروات ، قصرها ی باشکوه ، کلبه باغ های رؤیاییِ بی شمار … دارد.
معتقدم هر کسی در این سرزمین آباد ، بخصوص در ابرشهر شعر با ورودش ، شروع به ساختن بنای خویش خواهد کرد.
مسلما کسی که فضای این ابرشهر زیبا را به خوبی نشناسد ، ذائقه ی ساکنانش را وقعی نگذارد ، مصالح مطلوبی به کار نبندد و اصول زیربنایی و شالوده ی مستحکم ریختن در کار را نادیده بگیرد ، نمی تواند بر عوامل فرسایش فائق بیاید. رازهای ماندگاری در این شهر اتفاقی نیست.
اول اندیشه وانگهی گفتار
پایبست آمدست و پس دیوار
اعتماد به این گفتار سعدی را برای شالوده بندی بیانِ شاعرانه برخودم فرض می دانم ، حال این که در هنر معماریِ شعر، یک شاعر چقدر خلاق یا توانمند باشد، باید در ظرف زمان و‌ نگاه مخاطب به نظاره نشست .
*بیشتر از چه شاعرانی تاثیر پذیرفته اید؟ معتقدم انسان از هر کلامی که می شنود یا می خواند کم و‌ بیش متاثر می شود. منتها من هیچ گاه نخواسته ام مثل کسی باشم. اگرچه از تمام اشعار ناب و دلچسب که کیفیت شاعرانگی ، در آنها در سطح مطلوب است لذت برده و ‌میبرم. با این حال هیچ وقت دلباخته ی تک به تک سروده های یک شاعر نبوده ام.‌ شاید کارهای شاعری را بیشتر دوست بدارم ، اما در کار هم او نیز، هستند سروده هایی که دوستشان ندارم.‌نگاه من به هر شعر ، فارغ از این که آن را چه کسی سروده است ، نگاه اختصاصی به همان شعر است.‌حتی به سروده های خودم نیز اینطور نگاه می کنم.
*چه سخنی با مسئولین دارید؟
از نگاه من ، توسعه ی زیرساخت های فعالیت های فرهنگی – ادبی بخصوص در شهر ها و استان های کمتر برخوردار ، می تواند یکی از راه های کم کردن تنش در جامعه و القاء روح آرامش در جوانان باشد. وقتی زمینه های متنوع پرداختن به علایق افراد مهیا باشد و مراکز دینی – مذهبی ، مراکز ورزشی ، مراکز تفریحی ، مراکز ادبی – فرهنگی و…در راستای هم رشد یابند ؛ قطعا جامعه ای رو به تعالی خواهیم داشت که مسئولانش متهم به یک سونگری و غفلت از بخشی از فرهنگ و هنر نخواهند شد.
وقتی ۱۷ سال از یدک کشیدن نام شهر توسط تنها شهر نفت خیز دشتستان می گذرد ، اما هنوز تیتر « افتتاح سالن اجتماعات ۱۰۰۰ نفری در شهر وحدتیه » یک شوخی خنده دار است! و خانه ی فرهنگ شهر نیز که با مجوز رسمی ، از سازمان فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی استان ، افتتاح شده است ، هیچ مکانی( حتی یک سالن عمومی ۱۰۰نفری! در شهر ) برای برگزاری فعالیت هایش ندارد ، آن هم در شهری که در سالهای اخیر میلیاردها تومان عوارض آلایندگی برای توسعه ی شهر دریافت کرده است.وقتی بارها این مطالبات کتبی و شفاهی ، خصوصی و عمومی مطرح شده است و هیچ حمایت یا توجه ای توسط مسئولان به خواست مردم صورت نگرفته است، شاید بهتر آن است که بگویم با مسئولان هیچ صحبتی ندارم و تنها خسته نباشید عرض می کنم ، با آرزوی توفیق.
*برای حمایت از نویسندگان بومی چه پیشنهادی دارید؟
این‌ که چاپ کتاب برای مؤلف ، از بُعد اقتصادی مطرح نیست ، ‌امری مسلم است. نویسندگان بومی هم این را می دانند. اما خودم و دیگران را توصیه می کنم به خرید کتاب و کتابخوانی. این یکی از راه ارتقاء سطح دانش و کمک به مؤلف است. راه های دیگر نیز از حوزه ی اختیارات امثال بنده خارج و توسط مسئولان در دست اقدام است!
*سخن پایانی؟
تا جایی که می دانم ، تاسیس کتابفروشی که تنها کتاب های بومی را عرضه کند ، نه تنها بی سابقه است که سودآوری اقتصادی چندانی هم ندارد . با این حال اقدام دلسوزانه ی شما ، جناب آقای قاسمی ، به عنوان کسی که خود از اهالی فرهنگ و ادب است ،
حقیقتاً بی نظیر و ستودنی است. اجرتان نزد پروردگار هنر و زیبایی محفوظ .
و نیز لطف حضرت عالی را در ترتیب دادن این گفتگو ، صمیمانه قدردانم.